دانلود دکلمه رضا کاظمی مرآ جان

مرا-جان

دانلود دکلمه جدید از رضا کاظمی به نام مرآ جان

Download Deklame Reza Kazemi Mara jan

برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …

تکست و متن دکلمه مرا جان رضا کاظمی

میخواهم امشب عشق را معنا کنم
ز خیال زلف تو قیامتی بر پا کنم

عشق همان آلت قتاله ایست که حوا آدمش را کرد بیرون
عشق همان است که ز کوزه شکسته طلب را کرد فزون

همان که به کوه تیشه را کرد درون

عشق همانست که رسانید مجنون را به جنون
بعد از آن کشت فرهاد را در بیستون

من همانم که ساعت ها به دنبالت میگردم در خلوت
یادت هست که تا میگفتم کجایی، میگفتی در قلبت

روزی هیاهو داشتی به این بوستان
حالا منو پژواک نمیخواهم هایت در قعر سکوت این گورستان

تو دلبری میکردی و از عشق تو باده مینوشید
بر پیکره عشقمان هی جامه میپوشید

برای داشتنت در بطن وجودش چه کودکانه میکوشید

در تبو تاب بود و میجوشید
تا تاب تو خاموش شد و تب کرد

تبت منه دیوانه را بیتاب کرد
بیتابی را تاب نیاوردم

در فکر تو من تاب که میخوردم
تا بیداری صبح بیاد، خواب نمیبردم

جز تو کسی را در رویا نیاوردم،
سردرد شدم برایم آب نیاوردن

تو مرا جـــان بودی
تو یکی زخم و خود درمان بودی

آری من تو را از آزادی نشاندم در حبس
بعد از آن خودم هم آمدم در آن قفس

حال تو رفتی و هنوزم حبستم
تو کجایی میتپم یعنی هنوزم نبضتم؟

من که گفتم نشوم آویزان
گفته بودم که روی به ساعت برگ ریزان

من که گفتم بروم گم بشوم
تا بازی مضحک دستت نشوم

من که گفتم رفتنم یک درد و بس
ماندنم هزار زخم خنجر است
توگفتی آن هزار درمانم است

تو مرا به زور در قل و در بند کردی
خام حیله ی گریه و لبخند کردی

من آمدم تا تو شکنجه گرم باشی
با پتک ماندن روی سرم باشی

من به عشقت اعتراف کنم تا که بهم ابد دهی
نه که عاشق کنی و خود بی صدا عقب روی

حال در این زندان متروک و سرد
بی شکنجه گر، ولی با درد

این اوآخر تو کمی بد بودی
چشم میبستی و دستور فرار میفرمودی

با خود گفتم این امتحان بند اوست
دلبری هی میکند، لفظ فرار ترفند اوست

گفتم رام بودنم شاید خسته ات کرده
فریاد زدم هار شدم

پاسخی نیامد. زندان بان خود رفته

به فکر ملاقات این رها شده در بند باش
جلاد من نمیدونستم، نبودنت درد داشت

رضا کاظمی مرآ جان

دانلود آهنـگ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *